الملا فتح الله الكاشاني

202

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ و بر ايشانست غضب خداى به جهت مجادله كردن در ابطال حق وَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ و مر ايشان را است عذابى سخت كه آن آتش دوزخ است مجاهد گفته كه محاجهء ايشان آن بود كه ميگفتند كتاب ما پيش از كتاب شماست و رسول ما پيش از رسول شما پس ما بهتر از شما باشيم . اللَّهُ الَّذِي خداى به حق آنكس است كه أَنْزَلَ الْكِتابَ فرو فرستاد جنس كتاب يا قرآن را از آسمان بِالْحَقِّ براستى و درستى در خبر دادن از ماضى و يا در اوامر و نواهى و ساير فرايض احكام الهى وَ الْمِيزانَ و انزال فرمودن طريق شرع را كه عدالت حقيقتست تا بندگان در جميع امور سوية مرعى دارند و گويند ترازوى معروفست كه به آن چيز را بسنجند پس مراد بانزال امر كردن او سبحانه به آن و كيفيت تعليم وزن اشياء به آن تا حيفى بر بايع و مشترى واقع نشود وَ ما يُدْرِيكَ و چه چيز دانا كرد ترا اى مكلف و چه شناسا ساخت ترا بقيامه و چه دانى لَعَلَّ السَّاعَةَ شايد كه وقت قيام قيامت قَرِيبٌ نزديك بود لعل در كلام خداى نازل منزله يقين است يعنى البته ساعتى كه در آن قيامت قايم گردد نزديك است پس تبعيت كتاب خداى كن و بشريعة او كه محض عدلست عمل كن پيش از مفاجات روزى كه اعمال تو در موازين قسط سنجيده شود و حكمة در اخفاى وقت قيامة آنست كه تا بندگان هميشه خوف را شعار خود سازند و بتوحيد مشغول باشند چه اگر وقت قيامة معلوم باشد ايشان پيش از وقوع آن بقبايح مشغول شوند و اعتماد بر تلافى آن كنند بتوبه در حين وقوع قيامت . يَسْتَعْجِلُ شتاب زدگى ميكنند بِهَا بساعت قيامت يعنى بآمدن آن از روى استهزاء و تكذيب الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها آنان كه نمىگرويدند به آن وَ الَّذِينَ آمَنُوا و آنان كه گرويده‌اند به خدا و تصديق بخاتم الانبيا نموده‌اند مُشْفِقُونَ مِنْها ترسان و هراسانند از قيامت بجهة عدم علم ايشان بعواقب امور خود از محاسبه و مجازات وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ و ميدانند كه آمدن قيامت راستست و محقق الوقوع أَلا إِنَّ الَّذِينَ بدانيد بتحقيق كه آنان كه يُمارُونَ مجادله و مخاصمه ميكنند از روى انكار فِي السَّاعَةِ در آمدن قيامة لَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍ هر آينه در گمراهىاند دور از صواب چه دلالت كتب انبيا بر وقوع قيامة ظاهر است . اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ خداى بسيار نيكو كار است ببندگان بوجهى كه از كثرت وفور آن عقول بادراك كليات آن قاصرند و اوهام به رسيدن جزئيات آن عاجز و نزد بعضى لطيف بمعنى باريك دان و دوربين است بر وجهى كه از مخفيات امور و